تبليغاتX
یک ساقی همیشه منتظر است
یک ساقی همیشه منتظر است


دل نوشته


دست ها بالا است
هر کس سهم خودش را می طلبد
سهم هر کس که رسید داغ تر از دل ما بود
نوبت من که رسید
سهم من یخ زده بود
سهم من چیست مگر
یک پاسخ
پاسخ یک حسرت
سهم من کوچک بود
قد انگشتانم
عمق آن وسعت داشت
وسعتی تا ته دلتنگی ها
شاید از وسعت آن بود که بی پاسخ ماند ... 


+ نوشته شده در  بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 1:7  توسط س م خ  | 



نباید میرفتم این راه را

 

باید نمی رفتیم راه رفته را. می گفتند باید از تو حذر کرد و حضورت را به هیچ گرفت. اما تو هنوز همچون بار نخست که دل مادرم(حوا) را بردی و پدرم(آدم) را آسان اغفال کرده و به گناه کشاندی، مرا نیز با خود بردی. به گاه نیامدنهایم دری چنان زیبا به رویم گشودی که توان نیامدنم نبود. توان که نه، اراده نیامدنم را دزدیده بودی و به گاه آمدنهایم به سرابم کشاندی و بعد رهایم کردی در برهوتی که به هر طرف می نگریستم پوچی بود و بقایای آنچه از تو به جای مانده بود.ای ابلیس از توو حضور سیاهت که قرنهاست به تباهی انسانها خندیده ای

                                  



+ نوشته شده در  بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 19:0  توسط س م خ  | 



بیمه حضرت عباس

بیمه نامه 

+ نوشته شده در  بیستم اردیبهشت 1387ساعت 20:22  توسط س م خ  | 



و اما عشق...

ای خدا یعنی میشه؟  

اون روز وقتی درست نشست اونجا و زل زد ...

یعنی میشه اون ستاره...

ای خدا...



+ نوشته شده در  سی ام فروردین 1387ساعت 2:4  توسط س م خ  | 



ندانستم

نميخواستم نام چنگيزرا بدانم
نميخواستم نام نادر را بدانم
نام شا هان را

محمد خواجه و تيمورلنگ
نام خفت دهندگان را نميخواستم

 و خفت کشندگان را
ميخواستم نام تورا بدانم
و تنها نامي که ميخواستم ندانستم

 

هیچ بارانی نمی تواند طلسم بغض را بردارد مگر یک باران روشن

 



+ نوشته شده در  بیست و یکم اسفند 1386ساعت 0:13  توسط س م خ  | 



داستان کوتاه

 

                      

نامه 

پسركي كه 100 دلار مي‌خواست تا يك دستگاه بازي كامپيوتري بخرد، هفته‌ها دعا كرد ولي اتفاقي نيفتاد. بنابراين تصميم گرفت به خدا نامه بنويسد و 100 دلار درخواست كند.
كارمندهاي اداره پست وقتي نامه پسرك را ديدند كه به آدرس خدا، خيابان بهشت پست شده بود، تصميم گرفتند آن را براي رئيس‌جمهور ايالات متحده بفرستند.
نامه به نظر رئيس‌جمهور آنقدر بامزه آمد كه به منشي‌اش گفت يك اسكناس پنج دلاري براي پسرك بفرستد، و با خودش فكر كرد كه 5 دلار بايد براي پسرك پول زيادي باشد.

پسرك وقتي نامه را دريافت گرفت خيلي خوشحال شد، ولي وقتي پاكت را باز كرد تنها يك اسكناس پنج‌دلاري داخلش ديد. پسرك از اينكه خدا همه پولي را كه خواسته بود برايش نفرستاده بود، متعجب بود. او  مدتي طولاني فكر كرد،  پاكت نامه‌اي را كه دريافت كرده بود بدقت بررسي كرد  و عاقبت نشست و  اين نامه تشكر را براي خدا نوشت.

خداي عزيز، از اينكه پول را فرستادي خيلي متشكرم، ولي مي‌بينم كه به دلايلي نامه را از طريق واشنگتن فرستاده‌اي و اين دزدها طبق معمول 95 دلارش را بعنوان ماليات كسر كرده‌اند!

 

  توله سگ !

يه آقا كوچولويى ، يه نامه اى براى خدا نوشته و گفته :
- خدا جون ، ممنونم كه يه داداش كوچولو به من دادى ، اما اونچه كه من خواسته بودم ، يه توله سگ بود نه يه داداش كوچولو !

 

صندلی

يكى از استادان رشته ى فلسفه ، در يكى از دانشگا ههاى امريكا ، وارد كلاس درس مى شود و به دانشجويان ميگويد ميخواهد از آنها امتحان بگيرد ، بعدش صندلى اش را بلند ميكند و ميگذارد روى ميزش ، و ميرود پاى تخته سياه ، و روى تابلو ، چنين مى نويسد : ثابت كنيد كه اصلا اين " صندلى " وجود ندارد !
دانشجويان ، مات و منگ و مبهوت ، هر چه به مغز شان فشار ميآورند و هر چه فرضيه ها و فرمول هاى فلسفى و ريا ضى را زير و بالا ميكنند ، نمى توانند از اين امتحان سر بلند بيرون آيند . تنها يك دانشجو ، با دو كلمه ، پاسخ استاد را ميدهد . او روى ورقه اش مينويسد : كدام صندلى ؟؟
نقل از مجله ى
READERS DIGEST
" شماره ى ژانويه ى 2003

 

برای مطالعه ادامه داستانها به ادامه مطلب بروید(با بیش از ۵۰ داستان)



ادامه مطلب...


+ نوشته شده در  بیست و پنجم آذر 1386ساعت 0:1  توسط س م خ  | 



یادم رفت

 

 

اول دلم لک زده بودکه بتوانم دبیرستان را تمام کنم وبه دانشگاه بروم

بعد داشتم می مردم که دانشگاه را تمام کنم و سر کار بروم.

بعد دلم لک زده بود که ازدواج کنم وبچه دار شوم.

بعد همیشه منتظر بودم که بچه هایم بزرگ شوند وبه مدرسه بروند

ومن بتوانم دوباره مشغول به کار شوم.

بعد آرزو داشتم که باز نشسته شوم .

و حالا دارم می میرم که......

 یک دفعه متوجه شدم اصلا یادم رفته بود زندگی کنم 



+ نوشته شده در  دوم آبان 1386ساعت 0:50  توسط س م خ  | 



چرت و پرت(چرند و پرند)

ترجیح
 تو کدومو ترجيح ميدي !؟ ديوونه باشي ولي تو تيمارستان نباشي ! يا ديوونه نباشي ولي تو تيمارستان باشي !؟

  

 يانگوم

مرتیکه رو نگاه کن... دلش میخواد زنش مثله یانگوم باشه... حالا خودش کیه ؟؟ صمد آقا !

 

ماکارونی

ماکارونی دوست دارم ، اما سرویس کردی !
مامان جان..به خدا تنوع غذايي مورچه خوار از من بيشتره..!
حالا هي ماکاروني درست کن باز...

 

قسم
بگو به خدا..
ــ به جون مادرم...

 

آزادي

آزادي من وقتي تمام ميشود که آزادي تو شروع شود... چرا نميتوانيم با هم آزاد باشيم؟

جوجه

اين باحال نيست که جوجه ها براشون مهم نيست کي مامانشونه!؟هر کي اول برسه بهش ميگن مامان!

  

                  کلام آخر  

-هی ...ببین من نه عاشقم نه هیچوقت دلم میخواد چنین حس نکبتی رو تجربه کنم . پس لطفا منو با وبلاگت که پر از ناله های عاشقیه دعوت نکن .قربون دستت !


حتما یک سر به ادامه مطلب بزنید{بقیش اونجاست}.و




ادامه مطلب...


+ نوشته شده در  دوازدهم مهر 1386ساعت 3:48  توسط س م خ  | 



و این یک خرده غم انگیز است

 

          گرامیباد یاد شهیدان دفاع مقدس   

امروز برای شهــدا وقت نداریم

ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

باحضرت شیطان سرمان گرم گناه است

ما بهر ملاقات خــــدا وقـت نداریم

هرچند که خوب است شهیـدانه بمیریم

خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم



+ نوشته شده در  سی و یکم شهریور 1386ساعت 0:30  توسط س م خ  | 



حرف دل

 چه غریب ماندی ای دل نه غمی نه غمگساری

                              نــه بــه انـتـظـــار یــاری ، نــه ز یـــار انـتــظــاری       

 غــم اگــر بــه کــوه گـویــم، بــگـریــزد و بــریــزد

                        کــه دگــر بــدیـن گــرانـی نـتـوان کشیــد بــاری

ما همه فا ني و او پا بر جاست عشق را می گویم
                                           بي گمان عشق خداست

يادم باشد : حرفي نزنم که دلي بلرزد و خطي ننويسم که کسي را آزار دهد ،
يادم باشد : که روز و روزگار خوش است و تنها دل من است که
 دل نيست ،
يادم باشد : جواب کينه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگي را با کمتر از صداقت ندهم ،
يادم باشد : بايد در برابر فرياد ها سکوت کنم و براي سياهي ها نور بپاشم ،
يادم باشد : از چشمه ، درس خروش بگيرم و از آسمان ،
 درس پاک زيستن،
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست،
 بايد با او هم لطيف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند ،
يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام نه براي تکرار اشتباهات گذشته !
يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني که به سوي قربانگاه
مي رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم ...
يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردي که از سازش عشق مي بارد به
اسرار عشق پي برد و زنده شد !
يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر کسي فقط به دست خودش باز مي شود ،
و يادمان باشد هيچگاه از راستي نترسيم

Image hosted by TinyPic.com



+ نوشته شده در  هشتم شهریور 1386ساعت 1:2  توسط س م خ  | 



آقا جان دلم هواتو کرده بگو چه چاره کنم؟؟؟

روزگاري در گوشه اي از دفترم نوشته بودم......
تنهائي را دوست دارم چون بي وفا نيست
تنهائي را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام
تنهائي را دوست دارم چون خدا هم تنهاست
تنهائي را دوست دارم چون در خلوت و تنهائيم
در انتظار یار خواهم گريست
و هيچ کس اشکهايم را نميبيند جز او...
این جمعه هم گذشت ولی باز هم نیامدی
                                          باز هم نیامدی
ولی من باز هر شب به این امید که این جمعه می آیی
سر بر بالین می گذارم و به ستاره ها می نگرم ... 
 

 

غريبه ام و هيچ نشاني از كوچه هاي آشنايي

در برهوت انديشه ام سبز نمي شود…

كاش پيك دوستي مي آمد و جوانه هاي اميدم را؛

با جويبار صداقتش آبياري مي كرد…



+ نوشته شده در  چهارم شهریور 1386ساعت 1:9  توسط س م خ  | 



جملات قصار

بیش از۲۰۰ جمله قصار

امیدوارم از این جملات خوشتون بیاد (هر روز تعدادش رو بیشتر میکنم)

برای دیدن تمام جملات به ادامه مطلب بروید (ضرر نمکنید)

  • درد را از هر سو که نوشتيم درد بود
  • دروغ شکوفه مي آورد  اما  ميوه ندارد .
  • زندگي هنر  يافتن روزنه در تاريکي است.
  • ما از جنس روياهايمان هستيم.   شکسپير  
  • بهترین راه  پیش بینی آینده  ساختن آن است.
  • يا چنان نما که هستي يا چنان باش که مينمايي
  •  مهم بودن خوب است اما خوب بودن مهم تر است.
  • قيافه  ارث آدمها است ولي قلب براي خود آدمها است
  • عصبانيت انتقام اشتباهات ديگران را از خود گرفتن است.
  • افسانه حيات چيزي جز اين نبود : يا مرگ آرزو يا آرزوي مرگ.
  • بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه که بدان مي نگري.
  • دروغ مثل برف است ، هر چه آنرا بیشتر بغلتانيد بزرگتر مي شود.
  • فاصله ي تو  تا خوشبختي ،به اندازه ي فاصله ي تو با خودت است.
  • فرصتها هرگز از دست نمی روند بلکه فقط به فرد دیگری داده میشوند
  • دوست واقعي کسي است که دستت را بگيرد ولي قلب تو را لمس کند
  • انسان هرچه بالا تر رود احتمال ديده شدن وصله شلوارش بيشتر ميشود 
  • زندگی در  بودن نیست در شدن است شدن چیزی  است که قبلا نبوده ای
  • آفتاب به گياهي حرارت مي دهد که سر از خاک بيرون آورده باشد. تولستوی
  • سعي کن جزء کوچکي از يک چيز بزرگ باشي تا جزء بزرگي از يک چيز کوچک
  • براي دشمنانت کوره را آنقدر داغ مکن! که حرارتش خودت را بسوزاند. شکسپير 
  • اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت ، عاشقان سکوت شب را ويران مي کردند.
  • راه هاي زيادي به قله ختم مي شوند، اما از ان بالا فقط يک منظره را مي توان ديد.
  • رهايي را اگر راهيست،جز از راهي كه رويد زان گلي خاري گياهي نيست.اخوان ثالث
  • به هم رسيدن شروع است با هم ماندن پيشرفت است و با هم كار كردن موفقيت است
  • راز شادزیستن انجام دادن آنچه دوست داریم نیست،دوست داشتن آنچه انجام میدهیم است.
  •  فرقي نمي کند گودال آب کوچکي باشي يا درياي بيکران زلال که باشي، آسمان در توست...!!!
  • دوست داشتن کساني که دوستمان مي‌دارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم. حضرت عيسي مسيح

منتظر نظرت هستم...

در ادامه مطلب یک عالمه دیگه هم هست



ادامه مطلب...


+ نوشته شده در  نهم مرداد 1386ساعت 3:15  توسط س م خ  | 



درباره وبلاگ

زمین به خون تو تشنه است
پس آسمانی باش...


منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب


بايگاني
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386


آرشیو موضوعی
جملات قصار
داستان کوتاه


دوستان
خدا از بس که پیداست نا پیداست
مهندسی کامپیوتر پیام نور لواسان
بخدا می آید مهدی فاطمه
آرشیو پیوندهای روزانه

آخرین نوشته ها
و اما عشق...
داستان کوتاه
یادم رفت
و این یک خرده غم انگیز است
نباید میرفتم این راه را
چرت و پرت(چرند و پرند)
حرف دل
دل نوشته
بیمه حضرت عباس
آقا جان دلم هواتو کرده بگو چه چاره کنم؟؟؟


لوگوی دوستان