تبليغاتX
یک ساقی همیشه منتظر است
یک ساقی همیشه منتظر است


چرت و پرت(چرند و پرند)

علمی کاربردی...
وارد يكي از توالت هاي دانشگاه ميشي ، بدجوري تندته!درو پشت سرت قفل مي كني ، يک آن، توجهت به نوشته اي پشت در جلب ميشه: اينجا ديگه آخر خطه. بايد بكشي پايين!
اينجوري نيگام نكنين.شمام اگه بودين ، همين كارو مي كردين!

 

جمعه
ببخشيد آقاي دکتر، يه سوال داشتم. نمي دونم چرا از وقتي که از خمير دندون بجاي خمير ريش استفاده  مي کنم ،... هيچي ،...هيچي ، سوالم برطرف شد

 

خانم مهندس
دو راه براي خانم مهندس شدن هست : اينقدر درس بخوني تا خانم مهندس شي... یا يه شوهر مهندس پيدا کنی!

بستري
مي گويم اين تهران کلينيک هم عجب بيمارستانيست!نيکو پرستاراني دارد بس مهربان و زيبا روي ، مهربان دکتري دارد بس خوش رفتار و خوش تشخيص! آدمي دوست مي دارد همچنان در آنجا بستري بماند...

 

صبر

خيلي وقتا بايد صبر کرد تا اون جوري که ميخواي بشه, خب اين قبول! ولي اگه بدوني هيچ وقت اون جوري نميشه چي!؟

سگ مصب
اگه اينهمه به جونم قسم نمي خورد، نمي فهميدم که مثل سگ داره بهم دروغ ميگه!

 

والا
نه به اين پلک زدنات  ،  نه به پرپشتي سيبيلات...

 

مانتو ناناز
نه عزيزم..هيکلم فرقي نکرده...مانتوها و لباسام يه کم بگي نگي همچين يه کوچولو تنگ شدن!

 

ها؟!؟
بالاخره اخرش عکسش رو براش آورد ، کيف پولش رو درآورد عکسشو گذاشت توش ، کيف پولشو تو جيب پشتيش گذاشت ، نشست... !!

 

مرده
من چیزی برایه از دست دادن ندارم... کسی از من نمیترسه ؟

 

شیطونی
فکرشو بکن...! دراز کشيدي رو يونيت دندون پزشکي ، لامپ جراحي بالاي سرت روشنه ، يه لوله خرت خرت آب دهنتو جمع کنه ، يه آينه ي کوچيک فرستادن تو دهنت و يه مته  که پدر دندونتو درمياره اونوقت توو فکر زدن مخ خانم دکتر باشي!!!

 

لباس نو
صد دفعه گفتم شلوار نو که مي خرين ، خوب وارسيش کنين که همه مارک و برچسباشو کنده باشين، وگرنه اينجوري ميشه ! آبروم رفت

 

امان
کلي خنديدم وقتي ديدم تهرانو با ط نوشته... از دست اين آدماي بي سوات !

 

لعنت
بزودي در اين مکان، لعنت بر پدر و مادر کسي مي شود که  آشغال بريزد !!!

برات آرزوي خوشبختي نميکنم چون خوشبختي وجود نداره. آرزو مي کنم بتوني با بدبختيات کنار بياي...

 

معامله قبول ؟
فکر ميکنين قيمت يه روح نسبتا پاک چنده  ؟!؟   چند وقتيه دنبال شيطان ميگردم.شما نديدينش...؟

 

ازدواج
 
بابا، اصلا وبلاگمم تقديم به تو، حالا با من ازدواج مي کني؟!...

 

 

هواپيما
با سلام خدمت مسافرين گرامي و با آرزوي سلامتي و طول عمر براي مقام معظم رهبري، دو در در جلو ، دو در در عقب ، چهار در.

 

چاقاله بادوم
عجب اراده اي دارن اين چاقاله بادوم فروشا... من بودم تا دونه آخرشو ميخوردم بدبخت ميشدم

 

ملت جون
_
خلاصه من هر چي دارم، از همين شما ملته!
_
تو که چيزي نداري!
_
من حالا بعدا با شما صحبت مي کنم، مي گفتم ملت جان...!

بنده نه تنها زلزله ي اخير را محكوم مي كنم  ، بلكه فرياد مي زنم: امدادگراي خارجي بايد هر چه سريعتر خاك كشورمون  رو ترك كنن !!!

 

راست ميگه!
_
ببين! مي شه از اين زاويه به قضيه ي لاله و لادن نيگا کرد که خوب يکسري دانشمند برجسته اومدن روي يه موضوع نادر، تحقيقات بشر رو کاملتر کردن.
_
نه ديگه تو داري احساسي برخورد مي کني چون به نظر من اينطوري بوده که يکسري دانشمند برجسته اومدن روي يه موضوع نادر، تحقيقات بشر رو کاملتر کردن!
_
راست ميگي ها! به نکته ي جديدي اشاره کردي!

 

عاشقانه
_
شب بخوابي عزيزم!
*
منم همينطور!!!
_
ا... ببخشيد، من مي خواستم بگم خوب بخوابي!
*
راستشو بخواي منم مي خواستم بگم تو هم همينطور!

 

ماه
_
عزيزم! عين ماه شدي امروز!
*
مرسي عزيزم... تو هم قشنگي خوشگل خانومي من!
_
مرسي، حالا مي خواي بريم پيش دکتر، فکري واسه
آبله هات بکنه؟! چون اصلا نمي شه نيگات کرد
... *
چيزه... نه ديگه! بايد دوره ش طي شه...
راستي... ماهم خودتي در ضمن!

 

توصيه ايمني
ميگه: تو رو قرآن موقعي که داري از زير پل عابر از خيابون رد مي شي، ماشينا رو بپا. چون همه که نمي دونن تو بي شعوري.

 

آغاز سخنان حاج آقا شروع مي شود
حاج آقا: خدا رحمت کند آيت ا... فلسفي را. ايشان مي فرمود: يک منبر خوب، 3 ميم دارد. اول آنکه مختصر باشد.
دوم آنکه مفيد باشد. و سوم آنکه مفت باشد. ( همه مي خندند به اين مزاح حاج آقا ) حالا من هم سعي مي کنم که مختصر و مفيد و مفت حرف بزنم. همه فرياد ميکشند: انشال... !!!

 

حسين رضازاده
وقتي وارد گلفروشي شد و گلدون به اون گندگي رو سفارش داد، فهميدم که اصرارش براي حضور من در جشن افتتاح شرکت دوستاش، بي جهت نبوده!  بالاخره گلدون به اون سنگيني رو که نبايد يه خانوم دستش بگيره! ..... هي پسر! تو چقدر خامي!!



+ نوشته شده در  دوازدهم مهر 1386ساعت 3:48  توسط س م خ  | 



درباره وبلاگ

زمین به خون تو تشنه است
پس آسمانی باش...


منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب


بايگاني
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386


آرشیو موضوعی
جملات قصار
داستان کوتاه


دوستان
خدا از بس که پیداست نا پیداست
مهندسی کامپیوتر پیام نور لواسان
بخدا می آید مهدی فاطمه
آرشیو پیوندهای روزانه

آخرین نوشته ها
و اما عشق...
داستان کوتاه
یادم رفت
و این یک خرده غم انگیز است
نباید میرفتم این راه را
چرت و پرت(چرند و پرند)
حرف دل
دل نوشته
بیمه حضرت عباس
آقا جان دلم هواتو کرده بگو چه چاره کنم؟؟؟


لوگوی دوستان