تبليغاتX
یک ساقی همیشه منتظر است
یک ساقی همیشه منتظر است


نباید میرفتم این راه را

 

باید نمی رفتیم راه رفته را. می گفتند باید از تو حذر کرد و حضورت را به هیچ گرفت. اما تو هنوز همچون بار نخست که دل مادرم(حوا) را بردی و پدرم(آدم) را آسان اغفال کرده و به گناه کشاندی، مرا نیز با خود بردی. به گاه نیامدنهایم دری چنان زیبا به رویم گشودی که توان نیامدنم نبود. توان که نه، اراده نیامدنم را دزدیده بودی و به گاه آمدنهایم به سرابم کشاندی و بعد رهایم کردی در برهوتی که به هر طرف می نگریستم پوچی بود و بقایای آنچه از تو به جای مانده بود.ای ابلیس از توو حضور سیاهت که قرنهاست به تباهی انسانها خندیده ای

                                  



+ نوشته شده در  بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 19:0  توسط س م خ  | 



درباره وبلاگ

زمین به خون تو تشنه است
پس آسمانی باش...


منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب


بايگاني
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386


آرشیو موضوعی
جملات قصار
داستان کوتاه


دوستان
خدا از بس که پیداست نا پیداست
مهندسی کامپیوتر پیام نور لواسان
بخدا می آید مهدی فاطمه
آرشیو پیوندهای روزانه

آخرین نوشته ها
و اما عشق...
داستان کوتاه
یادم رفت
و این یک خرده غم انگیز است
نباید میرفتم این راه را
چرت و پرت(چرند و پرند)
حرف دل
دل نوشته
بیمه حضرت عباس
آقا جان دلم هواتو کرده بگو چه چاره کنم؟؟؟


لوگوی دوستان